او خواهد آمد

استقتائات
نویسنده : حمید ترکی - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

نگاه به عکس و فیلم همسر


س1: آیا به قصد لذت مرد مى‌تواند به عکس یا فیلم همسرش نگاه کند؟
س2: اگر همسرش فوت کرده باشد حکم چگونه است؟
ج) نگاه به فیلم یا عکس همسر با قصد لذت مطلقاً جایز است.

نگاه کردن به مو و بدن زنان در فیلم‌ها


س: آیا نگاه کردن به جلوى مو و پیشانى دختران و زنان در فیلم‌ها و برنامه‌هاى تلویزیونى جایز است؟
ج) نظر به موى سر و صورت و حتى بدن دختران و زنان در فیلم‌ها و برنامه‌هاى غیر مستقیم تلویزیونى حکم نظر به نامحرم را ندارد مگر آنکه از روى شهوت و یا موجب مفسده و یا خوف فتنه باشد.

ظهور و چاپ عکس نامحرم


س: ظهور و چاپ عکس‌هاى خانوادگى و یا عروسى که در آنها خانم‌ها با محارم خود و بدون حجاب کامل مى‌باشند توسط عکاسى‌ها چه حکمى دارد؟
ج) ظاهر کردن و چاپ آن نزد عکاسى که آنها را نمى‌شناسد بدون قصد ریبه و لذت و خوف وقوع در فتنه و فساد اشکال ندارد.

دیدن فیلم‌هاى مبتذل


س: حکم دیدن فیلم‌هاى مبتذل چیست؟
ج) دیدن فیلم‌هاى مستهجن و حاوى منکرات، موجب تقویت هواهاى شیطانى نفس، تضعیف اراده و ایمان و زمینه‌ساز ترتب مفاسد و گناهان بوده و به هیچ وجه جایز نیست.

نگاه کردن به عورت شخص نمونه دهنده جهت آزمایش اعتیاد


 

س: با توجه به الزام آزمایش عدم اعتیاد که با نمونه‌گیرى ادرار زوجین مشخص مى‌شود، فرد کارمند موظف به نگاه مستقیم به عورت فرد مراجعه‌کننده است و زوجین هم باید جهت حصول اطمینان عورت خود را باز بگذارند، تکلیف و وظیفه شرعى ناظر آزمایشگاه و زوجین را ذکر فرمایید.
ج) کشف عورت دیگران و نگاه کردن به آن و وادار کردن صاحب عورت به کشف عورت در برابر دیگران، جایز نیست مگر آنکه ضرورتى مثل رعایت قانون و یا معالجه، آن را اقتضا کند. پوشش لازم براى زنان

س: در مسأله پوشش بانوان:
الف: آیا بازگذاشتن وجه و کفین در ملأ عام، براى زن جایز است یا خیر؟
ب: در صورتى که جایز باشد، آیا نگاه مرد نامحرم به وجه و کفین بدون قصد لذت و خوف گناه، جایز است یا خیر؟
ج: نگاه کردن به وجه و کفین گویندگان زن اخبار که به صورت مستقیم پخش مى‌شود، چه حکمى دارد؟
ج) الف: در صورتى که آرایش و زینت نداشته باشد، مانعى ندارد.
ب: در فرض مرقوم اشکال ندارد.
ج: اگر آرایش نشده باشد و نگاه همراه با لذت نباشد، اشکال ندارد


 
 
 
نویسنده : حمید ترکی - ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ فروردین ،۱۳٩٠
 

پرونده‌ای برای ظهور/

حضرت آیت الله بهجت(ره): خودمان امام زمان(عج) را زندانی کرده‌ایم

ا آقایى که زیاد به مسجد جمکران مى‌رود، مى‌گفت: آقا را در مسجد جمکران دیدم، به من فرمود: به دل سوختگان ما بگو براى ما دعا کنند و یک مرتبه از نظرم غائب شد.۱۳۹۰ دوشنبه ۲۹ فروردین ساعت 09:34
باشگاه جوانی برنا/ پیام پیر و مرشدمان را هنوز به یاد داریم که در آخرین پیام بهاری  اش خطاب به روشندلان فرمود: انقلاب مردم ایران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت- ارواحنا فداه- است.

آشنایی با معارف اهل بیت عصمت و طهارت(ع) و امام زمان (عج) وظیفه هر شیعه و دوستدار پیامبر اعظم (ص) است. به همین جهت ویژه نامه ظهور را از نگاه مراجع عظام تقلید منتشر می نماییم که اولین قسمت آن در ارتباط با کلام حضرت آیت الله بهجت (ره) درباره امام زمان(عج) است.

برای دیدن فیلم قسمت هایی از صحبت های ایشان اینجا را کلیک کنید.

کسانى را دیده ایم که گویى به حضرت غائب(عج) تلگراف مى کردند
باید اعتقاد داشته باشیم که عنایت و امداد حضرت غائب ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ در وقایع و حوادث و گرفتارى ها نسبت به شیعیان شامل است، و آن حضرت امام مُفْتَرَضُ الطّاعة و حَىّ است و قطعا ظهور خواهد نمود و او «عینُ اللّه النّاظرةُ» و بر احوال ما مطّلع است.

ما کسانى را دیده ایم که گویى در گشایش و گرفتارى ها با آن حضرت مخابره و تلگراف داشتند، هر چه مى گفتند و یا از آن حضرت مى خواستند، همان مى شد!

شخصى پیاده و خسته در بیابان بود، سه مرتبه گفت: یا امام زمان، یک مالى (وسیله نقلیه) بفرست. فورا چرخ و ارّابه اى پیدا شد و او را سوار نمود و به مقصد رساند!
آن حضرت خیلى به ما نزدیک است ولى ما او را نمى بینیم و دور مى پنداریم.

ویژگى جامعه توحیدى
آیا مى شود شیعه باشیم و یک شب بگذرد و براى نابودى دشمنان اسلام و اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ دعا نکنیم؟! و یا دعاى ما صمیمى نباشد؟!

اگر دعاهاى مقرون به اشک داشتیم، پیش مى بردیم، و اگر مى مردیم و شهید مى شدیم، مقصود حاصل مى شد.

الان برادران و خواهران مذهبى و دینى ما در فشار و ناراحتى به سر مى برند، و ما اینگونه راحت و بى تفاوت نشسته ایم؛ پس اگر روزى ما در فشار و ناراحتى به سر بریم و آنها راحت باشند عیبى ندارد! در حالى که جامعه توحیدى باید طورى باشد که اگر جایى از آن آسیب دید، جاهاى دیگر بى تفاوت نباشند.

قطعا آنان که در دعا راستگو، و مهموم به همّ اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و مستبشر به سرور آنان هستند، مُبْصَرات و مشاهداتى دارند، و قطعا مثل ما چشم بسته و نابینا نیستند.

خدا نکند که براى تعجیل فرج امام زمان ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ دعا کنیم ولى کارهایمان براى تبعید فرج آن حضرت باشد!


برتر از تشرف به خدمت امام زمان (عج)
لازم نیست که انسان در پى این باشد که به خدمت حضرت ولى عصر (علیه السلام ) تشرف حاصل کند، بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز سپس توسل به ائمه (علیه السلام ) براى او بهتر از تشرف باشد؛ زیرا آن حضرت مى بیند و مى شنود و عبادت در زمان غیبت افضل از عبادت در زمان حضور است و زیارت هر کدام از ائمه اطهار (علیهم السلام ) مانند زیارت حضرت حجت (علیه السلام ) است .


گویا به کلّى از « عینُ اللّه النّاظِرَة » غافل هستیم!
اهل بیت عصمت و طهارت ـ علیهم السّلام ـ بندگانى هستند که علم و صوابشان مُطَّرِد( فراگیر) است، یعنى با داشتن مقام عصمت نه خطا مى کنند و نه خطیئه.

و امام زمان ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ « عَیْنُ اللّه النّاظِرَةُ وَ اُذُنُهُ السّامِعَة وَ لِسانُهُ النّاطِقُ، وَ یَدُهُ الْباسِطَة » (چشم بینا، گوش شنوا، زبان گویا و دست گشاده خداوند) است و از اقوال، افعال، افکار و نیّات ما اطّلاع دارد؛ مع ذلک گویا ما ائمّه ـ علیهم السّلام ـ و به خصوص امام زمان ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ را حاضر و ناظر نمى دانیم، بلکه گویا مانند عامّه اصلاً زنده نمى دانیم و به کلّى از آن حضرت غافل هستیم.


علّت غیبت امام زمان(عج)
امیدواریم خداوند براى یک مشت شیعه مظلوم، صاحبشان را برساند؛ زیرا در عالم چنین سابقه نداشته و ندارد که رییس و رهبرى از مریدان و لشکرش این قدر غیبت طولانى داشته باشد.
چه باید گفت؟
معلوم نیست تا کى!
در تمام امّت هاى گذشته غیبت مقدّر شده است، ولى در هیچ امّتى چنین غیبتى با وقت نامعلوم و غیر مقدّر اتّفاق نیفتاده است.

ما مسلمان ها امتحان خود را با پیغمبر ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ـ و یازده امام ـ علیهم السّلام ـ در زمان حضورشان پس داده ایم، اگر این یکى هم ظاهر مى شد، لابدّ به قربانش مى رفتیم!

کسانى که در زمان ائمه ـ علیهم السّلام ـ به بنى امیّه و بنى العبّاس گرایش داشتند مگر دیوانه بودند؟! آن ها از میان دو راه دین و دنیا، دنیا و ضدّ آخرت را اختیار مى کردند، و هنوز مناصب( پست ها.) آنها براى ما عرضه نشده تا امتحان خود را پس بدهیم.


ما خود رییس خود را زندانى کرده ایم!
ما مثل طایفه و گروهى هستیم که رییس خود را حبس نموده است و در بلایا، خود تصمیم جنگ و یا صلح را اتّخاذ مى کند! خودمان کرده ایم و اجازه نمى دهیم بیاید قضایا را حلّ کند، با این که مى دانیم اگر بیاید مى تواند مشکلات را حلّ کند، ولى باز او را محبوس کرده ایم!

بنابراین، اگر میلیون ها نفر هم با او موافق باشند، او مثل شخص وحید و تنها است که هیچ ناصر و مُعین و یار و یاورى ندارد! زیرا ما در بیدارى درست به وظیفه خود عمل نمى کنیم، با این حال منتظر هستیم که بیدار شویم و تهجّد به جا آوریم. اگر توفیق شامل حال انسان گردد، از خواب بیدار مى شود و مشغول تهجّد مى گردد؛ ولى اگر توفیق نباشد، چنان چه بیدار هم بشود، از آن ها بهره نمى برد.

آقایى که زیاد به مسجد جمکران مى رود، مى گفت: آقا(امام زمان (عج)) را در مسجد جمکران دیدم، به من فرمود: به دل سوختگان ما بگو براى ما دعا کنند، و یک مرتبه از نظرم غائب شد، نه این که راه برود و کم کم از نظرم غائب شود!

همین آقا هفته  قبل از آن هم، حضرت را در خواب دیده بود. ولى افسوس که همه براى برآورده شدن حاجت شخصى خود به مسجد جمکران مى روند، و نمى دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایى از آن ها دارد که براى تعجیل فَرَج او دعا کنند! چنان که به آن آقا فرموده بود: این ها که به این جا آمده اند، دوستان خوب ما هستند، و هر کدام حاجتى دارند: خانه، زن، فرزند، مال، اداى دین؛ ولى هیچ کس در فکر من نیست!

آرى، او هزار سال است که زندانى است، لذا هر کس که براى حاجتى به مکان مقدّسى مانند مسجد جمکران مى رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطه ى فیض، یعنى فَرَج خود آن حضرت را از خدا بخواهد.

خدا مى داند در دفتر امام زمان ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ جزو چه کسانى هستیم؟! کسى که اعمال بندگان در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه مى شود. همین قدر مى دانیم آن طورى که باید باشیم، نیستیم.


 
 
فتنه گران
نویسنده : حمید ترکی - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ اسفند ،۱۳۸٩
 

ما ˝مبارک های ایرانی˝ خود را تنها نمی گذاریم

  درپی خوش خدمتی فتنه گرانی چون موسوی و کروبی به آمریکا سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید از این عناصر حمایت و نسبت به محدودیت عناصر ضدانقلاب در داخل ابراز نگرانی کرد.۱۳۸۹ سه شنبه ۱۰ اسفند ساعت 08:27
درپی خوش خدمتی فتنه گرانی چون موسوی و کروبی به آمریکا در غائله آفرینی 25 بهمن، سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید از این عناصر حمایت و نسبت به محدودیت عناصر ضدانقلاب در داخل ابراز نگرانی کرد.

این جزو معدود دفعاتی است که شورای امنیت ملی کاخ سفید وارد حمایت علنی از عناصر ضد انقلاب می شود. به نظر می رسد فشار فزاینده قیام های اسلامی در خاورمیانه، عرصه را بر آمریکا به شدت تنگ تر کرده و کاخ سفید سرکوب این قیام ها و فشارها را در گرو حاشیه سازی و تحرکات انحرافی در مناطقی غیر از مناطق تحت استیلای رژیم های مرتجع وابسته می داند. همین امر، علت سفارش اغتشاش در 25 بهمن از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی و سپس حمایت از مهره هایی چون موسوی و کروبی بود.

تامی ویتور سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید ضمن قرائت بیانیه این شورا گفته است: ما فشار سیستماتیک حکومت ایران علیه مخالفان و رسانه های مستقل را محکوم می کنیم. آنها حقوق آشکار بین المللی را زیر پا می گذارند و حقوق بشر را با ریاکاری نقض می کنند. ایران به جای حمایت از مردم مصر باید به مخالفان اجازه دهد تا تجمع و راهپیمایی کنند. ایالات متحده قویاً اقدامات سازماندهی شده در بازداشت چهره های سیاسی، فعالان سیاسی، وبلاگ نویسان، روزنامه نگاران و مدافعان حقوق بشر را محکوم می کند.

حمایت آمریکا از عناصر خائن و غربگرای اپوزیسیون پس از آن صورت می گیرد که کاخ سفید و غرب مجبور شدند پشت نوکرانی چون حسنی مبارک و زین العابدین بن علی و معمرقذافی را خالی کنند و بحث های گسترده ای را در رژیم های مرتجع و وابسته برانگیزند مبنی بر اینکه تنها ماندن و تحقیر شدن، سرنوشت همه نوکران آمریکا و غرب است.

همزمان با موضع این نهاد امنیتی آمریکا، یوسف صانعی هم که از سوی رادیو فردا ارگان رسمی سازمان سیا به عنوان «روحانی و مجتهد واقعی» معرفی شده، بیانیه ای صادر و ضمن آن از فتنه گران آلت دستی چون موسوی و کروبی حمایت کرد. این بیانیه بلافاصله در رسانه های ضدانقلاب نظیر بی بی سی، رادیو فردا، بالاترین، گویانیوز، جرس و... منتشر شد. جالب اینکه صانعی در همین بیانیه دشمن پسند، از موسوی به عنوان «شخصیت خدوم و زبده الاخیار و ذوی العزوالاحترام» و از کروبی به عنوان «یار دیرین و متعهد امام» یاد کرده بی آن که توضیح دهد حضرت امام خمینی(ره) جز دشنام و بغض و حقد، چه بهره از هیئت حاکمه آمریکا و رسانه های ضدانقلاب داشت؟ صانعی در این بیانیه منافقانه- که توسط بیت آلوده وی تدارک شده- همچنین توضیح نمی دهد که اگر هنوز ذره ای باور به امام خمینی و انقلاب دارد، چرا در برابر شعارهای ضد انقلابی و ساختارشکنانه اوباش تحریک شده از سوی موسوی و کروبی و رسانه های بیگانه، سکوت کرده است؟

در این میان پرسشی که پاسخ روشنی نیز در خود نهفته دارد این است که «شورای امنیت ملی کاخ سفید»، «وزارت خارجه اسرائیل»، «فتنه گرانی مانند موسوی و کروبی» و روحانی نمایانی نظیر صانعی و خاتمی و برخی اعضای مجمع روحانیون بر سر کدام موضوع توافق و تفاهم پیدا کرده اند؟ آیا این مسئله غم دین و درد انقلاب و غصه ملت ایران یا ملت های مسلمان و مظلوم منطقه است؟! اگر این گونه بود که اوباش تحریک شده از سوی فتنه گران و گروهک ها، روز 52 بهمن به نام حمایت از قیام مردم مصر و تونس، شعارهای یک روز قبل دیکته شده وزارت خارجه اسرائیل را تکرار نمی کردند؟
یادآور می شود در بحبوحه اغتشاشات سال گذشته و از جمله حرمت شکنی عناصر روزه خوار در روز قدس سال گذشته (72 شهریور 88)، عناصر محارب شعار می دادند «روحانی واقعی، منتظری- صانعی» و بعدها رادیو فردا براساس همین شعارها، مدال صلاحیت مرجعیت و اجتهاد را به گردن صانعی آویخت.

متقابلاً طی سالهای اخیر، سران و بازیچه های فتنه انگیزی دشمن به دلایل کاملاً مشخص، درباره جنایات و نسل کشی و اشغالگری آمریکا و رژیم صهیونیستی در کشورهای منطقه سکوت اختیار کرده اند تا ابعاد کامل بده بستان آنها با غرب پدیدار شود. مقامات آمریکایی پس از فتنه 88 بارها، حماقت عناصری چون موسوی و کروبی را تحت عنوان «شجاعت» و «شهامت» مورد ستایش قرار داده اند.


منبع: کیهان


 
 
 
نویسنده : حمید ترکی - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸٩
 


 
 
رهبری حضرت آیت الله خامنه ای
نویسنده : حمید ترکی - ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸٩
 

حضرت امام خمینی (ره) بارها در جملاتی این گونه از مقام معظم رهبری ،حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ، یاد کرده بودند :

«شما اگر گمان بکنید که در تمام دنیا ،رئیس جمور ها و سلاطین و امثال این ها ، یک نفر را مثل آقای خامنه ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشید و خدمتگزار و بنای قلبیش بر این باشد که به ملت خدمت کند،پیدا نمی کنید ... یک نعمتی خدا به ما ، این است که داده »

حضرت امام (ره) در نامه ای خطاب به ایشان نوشتند :

«... در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید روشنی می دهید».

ودر پیامی دیگر خطا به مقام معظم رهبری نوشتند :

« من به شما خامنه ای عزیز ، تبریک می گویم که در جبهه های نبرد با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خدا تعالی سلامت شما را برای ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم. »

و به دنبال تعیین شایسته ایشان توسط خبرگان ملت، علما و مراجع و شخصیت های سیاسی مذهبی در تجلیل از ایشان اینگونه گفتند و نوشتند :

آیت الله العظمی اراکی : «...انتخاب شایسته حضرت عالی مایه دلگرمی و امیدواری ملت قهرمان ایران است ... »

آیت الله العظمی گلپایگانی : «... از خداوند متعال مسالت دارم که تاییدات خود را بر شما در منصب حساس رهبری جمهوری اسلامی ایران مستدام بدارد ... »

آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی : «... انتخاب شایسته شما از سوی مجلس خبرگان موجب امید و آرامش گردید؛ چرا که شما شخصیتی متفکر ، عارف به اسلام و صاحب درایت و تدبیر هستید ... »

آیت الله العظمی بهاءالدینی در سال 1365 (قبل از رحلت حضرت امام (ره) و زمان قائم مقامی آقای منتظری ) می فرمایند : « البته هیچ کس حاج آقا روح الاه نمی شود ، ولی آقای خامنه ای از همه به امام نزدیکتر است. کسی که ما به او امیدواریم آقای خامنه ای است. شما از ما قبول نمی کنید و تعجب می کنید، ولی این دید ماست، نزد ما محرز است سید علی خامنه ای »

و بعد از ارتحال امام (ره) و انتخاب شدن حضرت آیت الاه خامنه ای به منصب ولایت فقیه، آیت الله بهاءالدینی می فرمایند :

« ما مدت ها پیش به این مطلب رسیده بودیم و باید به ایشان کمک کرد تا تنها نباشند »

حضرت آیت الله العظمی بهجت در دیدار با حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی)، از خواب خود برای رهبر انقلاب اینگونه نقل می کنند :

« خواب دیدم در مجلسی حضرت امام زمان (علیه  السلام) و علمای برجسته حضور داشتند که شما وارد شدید، حضرت بقیت الاه برخاستند و شما را به کنار خود دعوت کردند. شما تواضع کرده و خواستار شدید در پایین مجلس بنشینید، حضرت امام زمان (عج) با اصرار شما را به دست راست خود فرا خواندند و کنار حضرت نشستید. »

مرحوم حجت الاسلام حاج احمد خمینی، در بخشی از نامه خود به آیت الله خامنه ای عنوان می کند : «... حضرت امام بارها از جناب عالی به عنوان مجتهدی مسلم و نیز بهترین فرد برای رهبری نظام اسلامیان نام می بردند »

 

 

بازخوانی بیانات امام خمینی(ره) درباره توطئه دشمنان علیه نظام اسلامی

اغتشاشگران دست‌نشانده اجانب هستند

 بنیانگذار حکیم انقلاب اسلامی بیان کردند: ما اینها را متهم مى‏کنیم به اینکه اینها، هم ضد انقلابند و هم دست نشانده اغیار و اجانب.۱۳۸۹ سه شنبه ۲۶ بهمن ساعت 10:47
در حالی که ملت ایران در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی برای دفاع از آرمان‌های امام(ره) به خیابان آمدند، عده‌ای از فتنه‌گران در روز 25 بهمن به بهانه حمایت از مردم مصر و در واقع برای به ثمر رساندن اهداف آمریکا و دولت‌های استکباری دست به اغتشاش زدند. در زیر به بازخوانی سخنان شاخص انقلاب، حضرت امام(ره) می‌پردازیم تا این فتنه‌گران و اهداف آنها را بهتر بشناسیم.

هدف دشمن؛ نرسیدن کشور به آرامش

کوششى که دارند مى‏خواهند نگذارند که این مملکت سر و سامان پیدا بکند. همه شلوغی‌‌هایى که الان درست مى‏کنند با دست آنها دارد درست مى‏شود، همه جا آشفتگی‌هایى که پیدا مى‏شود با دست آنها درست مى‏شود و پیدا مى‏شود که نگذارند یک آرامشى بشود و یک سامانى پیدا کند مملکت. شما ملاحظه کردید که قبل از اینکه شاه برود فعالیت زیاد در این بود که نگه دارند او را، نرود، بعد از اینکه حالا او رفت و تمام شد، فعالیت زیاد بود که جمهورى اسلامى درست نشود.

از جمهورى اسلامى اینها مى‏ترسیدند، نه از جمهوریش؛ از اسلامش. آنهایى که قلمهایشان یا تابع آنها بود یا از باب اینکه خودشان توجه نداشتند و غربزده شده بودند، شروع کردند نوشتن به اینکه دیگر اسلام را مى‏خواهد چه کند؟ همان جمهورى باشد؛ جمهورى دمکراتیک باشد؛ آخرش هم دیگر راضى شده بودند به اینکه جمهورى اسلامى دمکراتیک باشد. اینها از اسلام مى‏ترسند و از رژیم اسلامى مى‏ترسند.
(سخنرانى در جمع نمایندگان انجمن اسلامى دانشگاهها 29 شهریور 1358)

می‌خواهند وحدت را از ما بگیرند


دشمن هاى ما مى‏خواهند این دو چیز را از ما بگیرند. ما را اول از هم جدا کنند. هر جایى را یک صدا درآورند. ملت اسلام که به تبع اسلام، به تبع قرآن کریم باید همه با هم باشند و متحد باشند و برادر باشند. مؤمنین سرتاسر دنیا برادرند به حسب حکم قرآن. و برادرها برابرند و در شادى و غم هم مشترک‏اند.

اینها مى‏خواهند این برادرى را از ما بگیرند غائله بپا مى‏کنند. یک روز غائله کردستان؛ کرد یک چیز است، فارس یک چیز است. برادرها را مى‏خواهند از هم با لهجه مختلف کنند. یک وقت هم غائله آذربایجان را به کار مى‏آورند که آنجا هم فریاد مى‏زنند که «جمهورى آذربایجان» یعنى جمهورى آذربایجان، جمهورى جدا از جمهورى اسلام. یعنى به حسب فهم آنها آذربایجان جدا از اسلام. این هم توطئه است براى اینکه برادرها را از هم جدا کنند. اسلام، قرآن، عقد اخوت بین ما انداخته است:

این دست آنهایى است که تمام حیثیات این مملکت را در طول تاریخ و خصوصاً در این پنجاه سال از بین بردند و تمام غارتگریها را اینجا کردند. و حالا چون از این جهت مأیوس شدند دنبال اینطور توطئه‏ها برآمدند. آنها فهمیدند که ضربه را از اخوت اسلامى کشور ما خوردند؛ اخوت اسلامى عملى. همه یک کلام مى‏گفتند. همه یک صدا.
(سخنرانى در جمع دانشجویان تبریز و تهران 1 دى 1358)

استفاده رسانه‌های دشمن از اغتشاشات

نظر من اینطور مى‏رسد که نقشه این است که در داخل ما را، این ضربه را به ما بزنند که ما اغتشاش در خودمان پیدا کنیم. یک انتظامى در کار نباشد. اختلافات باشد و یک هرج و مرجى باشد. بریزند خانه هرکس را غارت کنند. بریزند زمین هرکس را غارت کنند. اموال هر کسى را ببرند. نگذارند یک استقرارى پیدا بکند. از آن طرف دشمنهاى این ملت، دشمنهاى اسلام با قلم‌هاى خودشان و با افکارى که دارند و طرح‌هایى که دارند در مطبوعات خارجى، در رسانه‏هاى گروهى خارجى هم اغتشاشات ایران را، اختلافات ایران را، اینها را یکى‏اش را چند مقابل کنند و در خارج منتشر کنند، و در خارج منعکس کنند.
(سخنرانى درجمع اعضاى جهادسازندگى‏ 17 دى 1358)


اغتشاش، خدمتى به آمریکا

مى‏آییم سراغ دانشگاه. آیا به نفع دانشگاه هست که جوان‌هاى ما تحصیل نکنند؟ هر روز توى دانشگاه بیایند یک بساطى درست کنند، یک میتینگى درست کنند، یک عرض کنم- اغتشاشى ایجاد کنند که جوانهاى ما درس نخوانند؟ این به نفع کیست؟ به نفع مملکت ماست این؟ ما اگر دانشگاهمان خوب باشد، دانشگاهمان صحیح عمل بکند، به نفع ملت است، یا به ضرر ملت؟ خوب، شما نمى‏گذارید که دانشگاه راه بیفتد، این به نفع کى تمام مى‏شود؟ این هم به نفع خارج. براى اینکه همان طورى که آن دستها نمى‌گذاشت که دانشگاه جریان صحیحش را پیدا بکند که ما در این مطالب هم محتاج بشویم به خارج، دستمان را پیش غیر دراز کنیم، اینها هم دارند همین کار را انجام مى دهند که ما در همه چیزمان محتاج به خارج باشیم. حالایى که ما یک مملکتى پیدا.
(سخنرانى در جمع دانشجویان دانشگاه تهران‏ 23 خرداد 1358)

اغتشاش درست می‌کنند که پیشرف نکنید

این گروههاى مختلفى که مثل قارچ از زمین جوشیدند و آمدند و از اطراف کشورهاى دیگرى که متفرق در آنجا بودند و منتظر فرصت بودند، حالا آمدند به ایران و مى‏خواهند نگذارند این انقلاب تحقق پیدا بکند. این یک خطرى است از براى انقلاب ما. نه به آن معنا که اینها عُرضه این را داشته باشند که یک کار مثبتى بکنند و این انقلاب را برگردانند، لکن به آن معنا که ایجاد زحمت بکنند.

شما ملاحظه کردید که در کردستان ایجاد زحمت کردند، نه اینکه توانستند غلبه بکنند، لکن مدتها ایجاد زحمت کردند. در تهران ایجاد زحمت کردند. نمى‏توانند کارى بکنند، لکن غائله مى‏توانند درست بکنند. در هر موقعى که یک اساسى مى‏خواهد روى کار بیاید، این جمعیت‌هاى مختلفى که الان در ایران هستند، در همان موقع، یک غائله‏اى درست مى‏کنند.

از اولى که جمهورى اسلامى را بنا بود که شماها و ملت ما رأى به آن بدهند، آن وقت یک غائله‏هایى در اطراف درست کردند. این قدم که برداشته شد، در هر مرحله‏اى که شما یک قدم پیش رفتید، آنها هم در همان جا باز غائله درست کردند.
(سخنرانى در جمع اعضاى شوراى اسلامى کارگران و پرسنل ارتش‏ 4 تیر 1359)

اغتشاشگران دست‌نشانده اجانب هستند

من متأسفم از این قضایا که واقع مى‏شود و شده است. اینها که در آن محل به شلوغى و به سمپاشى و به شرارت مشغولند، اینها به دلیل اینکه ما براى این ملت مى‏خواهیم یک آزادى، یک استقلال، یک رفاه پیدا بشود و آن جمعیت مُفْسِد مى‏خواهند نباشد و شلوغ بشود و به هم بخورد اوضاع تا اینکه اربابانشان برگردند. از این جهت ما اینها را متهم مى‏کنیم به اینکه اینها، هم ضد انقلابند و هم دست نشانده اغیار و اجانب.

اینها اگر هوادار ملت هستند، چرا در موقعى که براى ملت، دولت و ما، کارهایى که رفاه آنها هست مى‏خواهیم انجام بدهیم اینها مانع مى‏شوند؟ چرا از رفراندمى که همه ملت با او موافق است اینها مخالفت مى کنند؟ این رفراندم مگر چیست که همه ملت موافق و این عده خرابکار مخالفند؟ اینها طرفدار مردمند؟ طرفدار ملتند؟ طرفدار خلقند؟! اگر طرفدار خلقند، تمام خلقْ اسلام را مى خواهد، تمام ملت به جمهورى اسلام رأى مى‏دهد، چرا اینها مخالفت مى‏کنند؟ چرا برادرهاى ما را براى اینکه مى‏خواهند به «جمهورى اسلامى» رأى بدهند، رگبار مسلسل به سوى آنها مى‏بندند؟ این جز این است که اینها مى‏خواهند خرابکارى بکنند؟
(سخنرانى در جمع پاسداران و مردم گنبد کاوس‏ 24 فروردین 1358)

هوشیارى در برابر توطئه عوامل بیگانه


شما هوشیار باشید که بسیارى از این اشخاصى که بین مردم افتادند و تبلیغات سوء مى‌کنند، مى‏خواهند این نهضت ما را به شکست برسانند. شما دوستان، شما برادران من آگاه و بیدار باشید و نگذارید اخلالگران بین شما رخنه کنند. اینها بنا دارند که باز مسائل را به سال‌هاى قبل برگردانند؛ اینها عمال اجانب هستند، اینها به نظر من مى‏آید که عمال امریکا هستند و مى‏خواهند که همان مسائل را، همان چپاولگرى را، همان سلب آزادى و سلب استقلال را- دوباره- به ایران برگردانند. اگر شما دوستان و همه اقشار ملت بیدار نباشند، من خوف آن دارم که خداى نخواسته به شکست برگردیم.

ما از شما آرزوى این داریم که وحدت کلمه‏تان را حفظ کنید. به همه ایران این مطلب را من اعلام مى‏کنم که موظفند که حفظ وحدت کلمه بکنند؛ اختلاف بینشان نباشد. در این وقتى که ما به آستانه آزادى رسیدیم، به آستانه پیروزى رسیدیم، نگذارند که فتنه گرها بین آنها ایجاد اختلاف کنند و باز مسائل سابق عود کند. ما همه موظفیم به اسلام وفادار باشیم، اسلام را ترویج کنیم؛ همه باید سرباز اسلام باشیم.
(سخنرانى در جمع لشکر 92 زرهى اهواز 25 فروردین 1358)


آمریکا وعواملش مشغول توطئه‌اند

اینها هر روز به یک بهانه مردم را از هم جدا مى‏کنند؛ هر روز با یک توطئه بین صفوف ملت تفرقه مى‏اندازند. در دانشگاه ها مى‏روند و با بهانه‏هاى غیرانسانىِ به صورتْ انسانى، آنها را تجهیز مى‏کنند تا برخلاف نهضت ما راهپیمایى کنند. اینها نظر سوء دارند در این مسائل، حسن نظر ندارند با اسلام، موافق نیستند با علماى اسلام موافق نیستند. با ملت ما به هیچ وجه موافق نیستند؛ و لهذا هر چه جهات اصلاحى است مى‏خواهند نگذارند انجام بگیرد. مى‏خواهند نگذارند براى این ملت رفاه حاصل بشود، مى‏خواهند نگذارند مملکت آرامش پیدا بکند تا اینکه دولت بتواند کارهاى خودش را- کارهاى اصلاحى خودش را- انجام دهد.

مى‏خواهند ما را همیشه جیره خوار آمریکا قرار بدهند که همه چیز ما از آمریکا بیاید، مى‏خواهند نگذارند فرهنگ ما رشد پیدا بکند و آدم پیدا بشود در ایران تا اینکه کیْد آنها را خنثى کند، مى‏خواهند نگذارند اقتصاد ما سالم بشود، مى‏خواهند نگذارند ارتش ما مستقل بشود. اینها کیْدهایى است که به الهام از امریکا و امثال امریکا در ایران مشغول توطئه‏اند. شما باید بیدار باشید.
(سخنرانى در جمع اقشار مختلف مردم‏31 فروردین 1358)

 

 

 


 
 
ترفند شیطانی صهیونیست
نویسنده : حمید ترکی - ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸٩
 

سلطان شیطانی رسانه ها

قدرت رسانه ها در شکل دادن به سیاست ها و افکار عمومی در سراسر جهان،یک موضوع انکار ناپذیر است،از طرف دیگر سلطه صهیونیست ها بر رسانه ها در تمام نقاط دنیا و مالکیت آنها بر رسانه های مهم و پرتیراژ جهان امری بدیهی است.رابرت مرداک صاحب  صهیونیست  شبکه فارسی وان(FARSI 1) با اهداف مغرضانه و شیطانی خود سعی بر به بیراه کشیدن افکار ملت ما است.متاسفانه به دلیل ناآگاهی مخاطبین از اهداف این شبکه،در حال حاضر شبکه فارسی وان مخاطبین بسیاری را از میان جوانان و به خصوص خانواده ها به خود اختصاص داده است.به واقع فارسی وان تنها یکی از این شبکه های ماهواره ای است که حاوی چنین موضوعاتی است،هزاران هزار شبکه به صورت شبانه روزی در حال تخریب هویت فرهنگی جامعه ما هستند.

رابرت مرداک صاحب صهیونیست شبکه فارسی 1 ، قصد دارد 5 شبکه دیگر در کنار فارسی 1 راه اندازی کند.این صهیونیست سرمایه دار،بودجه اولیه ای بالغ بر 30 میلیون دلار برای راه اندازی شبکه های فارسی2 ، فارسی3 ، فارسی4 ، فارسی5 و فارسی6 در نظر گرفته است. یکی از این شبکه ها قرار است با پخش برنامه هایی مخصوص رده سنی کودکان فعالیت هدفمند و مغرصانه خود را در سطح خردسالان پیش ببرد.

در همین حال به گفته کارشناسان،مسئولین فارسی 1 می کوشند با فرهنگ سازی غلط و عادی سازی مسائل غیر اخلاقی در جامعه مسلمانان ایران،بنیان خانواده را در ایران متزلزل کنند.ترویج خانواده های بی سامان و لجام گسیخته،ترویج و عادی جلوه دادن خیانت خانوادگی و رابطه نامشروع با نامحرم،بی اهمیت جلوه دادن احترام به والدین،عادی جلوه دادن رابطه خارج از ازدواج دختر و پسر،هویت زدایی از مفهوم خانواده ،عادی جلوه دادن سقط جنین برای دختران،تعصب زدایی از کانون خانواده و ترویج بی تفاوتی نسبت به حریم خانواده،ترویج فمینیسم و کم رنگ کردن نقش مرد،مخدوش کردن رابطه فرزندان در خانواده،ترویج خشونت در جوانان و نوجوانان از طریق پخش موزیک ویدئوهای خاص،پی ریزی و ایجاد آمادگی ذهنی تفکر شیطان پرستی در نوجوانان و جوانان ،از موضوعات این شبکه است.همچنین ذکر این نکته هم به تمام خانواده های ایرای ضروری است که حدود 80 درصد برنامه های شبکه های ماهواره ای امروزه به مسائل مبتذل اختصاص دارند،مسائلی که بیان آن در فضای خانواده ایرانی جز خط قرمزها و حریم های اخلاقی است امروزه در این شبکه ها به راحتی به نمایش گذاشته می شود و حریم ها را به راحتی می شکند و به واقع این موضوع بر هیچ خانواد ای به خصوص خانواده های ایرانی پوشیده نیست که در صورت فرو ریختن شاکله این حریم های اخلاقی و عادی شدن آنها چه فاجعه ای در انتظار آنهاست.

پس در نتیجه بخشی از بار مسئولیت هم به دوش خانواده هاست که به گونه ای رفتار کنند که حاصل تمام عمرشان یعنی فرزندانشان باچند شبکه ماهواره ای غربی از مسیر صحیح فرهنگی و اجتماعی جامعه منحرف نشوند و با تماشای چنین شبکه هایی به افکار غربی شیطانی روی نیاورند و دچار گناهانی چون زنا و... نشوند.

در خانواده هایی که زن یا دختر جوان و یا پسر جوان حاضر است این شبکه ها اثر مستقیمی با بی عفتی،بی حیایی،بد حجابی و مشکلات روحی و روانی این پسر و دختر جوان دارد و موجب افزایش گناه و بی بندوباری در جامعه می باشد.

پس بیایید با دستان خویش خانواده های خویش را نابود نسازیم ... .

 


 
 
نظر سنجی
نویسنده : حمید ترکی - ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸٩
 

کاربران گرامی لطفا سه جمله زیر را مطالعه بفرمائید و اولین جمله ای که به نظرتان می آیید را یاداشت فرمائید .

١. یخرج السید الخراسانی و بیده علامه...(الملاحم و الفتی.سیدبن طاووس)

٢.  آن که چرایی دارد ،هر چگونگی را تحمل می کند.

٣. ریگی از روی زمین برداریم ،بودن را احساس کنیم.

                                                               با تشکر


 
 
شهادت امام سجاد (ع) تسلیت باد
نویسنده : حمید ترکی - ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ دی ،۱۳۸٩
 

شهادت چهارمین اختر تابناک امامت بر همه شیعیان تسلیت باد

 

َ

 

 

 

 

 

 

 

امام چهارم ، سیماى حضرت امام على بن الحسین (ع ( زین العابدین
بخش اول : فضایل حضرت امام زین العابدین (ع (
 
 زنده کننده نسل حسینى (ع (
ابوالحسن ، على بن الحسین بن على بن الى طالب علیه السلام ، مشهور به زین العابدین است و او را على اصغر خوانند و حسین را جز از طریق او، نسلى نیست . او یکى از امامان دوازده گانه و از سادات تابعین است .
زهرى گفته است : هیچ قریشى نسبى را برتر از او نیافتم و زین العابدین علیه السلام را ابن الخیر تین مى گفته اند؛ زیرا رسول خداوند فرموده : لله تعالى من عباده خیرتان فخیرته من العرب قریش و من العجم فارس ‍ .
- گذشتن از ثواب دنیوى
در بحار، به نقل از اختصاص آمده که : فرزدق حکایت کرده است :
سالى همراه عبدالملک در حج بودم . او به على بن الحسین بن على بن ابى طالب علیه السلام نظرى افکند و براى تحقیر او گفت : او کیست ؟
پس من نیز بالبداهه ، قصیده را سرودم که : او پسر بهترین بندگان خداست و او تقى و طاهر العلم است تا آنکه آنرا به اتمام رسانیدم .
عبدالملک ، سالى هزار دنیا به او صله مى کرد که پس از ماجراى قصیده ، آنرا قطع کرد. فرزدق شکایت به على بن الحسین علیه السلام برد و از ایشان درخواست نمود تا در این باره با عبدالملک گفت و گو کند. امام فرمود: من ، همان اندازه که او تو را مى بخشید، تو را مى بخشم ؛ پس مرا از سخن گفتن با او باز دار.
فرزدق عرض کرد: اى فرزند رسول خدا! به خداوند قسم ، که ثواب خداى عز و جل در آجل ، نزد من بهتر است از ثواب دنیا در عاجل .
این ماجرا به گوش معاویه بن عبدالله بن جعفر طیار رسید و او از سخاوتمندان و ادبا و ظرفاى بنى هاشم محسوب بود، معاویه به فرزدق گفت : اى ابافراس ! به گمانت چه قدر از عمرت باقى است ؟
فرزدق جواب داد: بیست سال .
معاویه گفت : این بیست هزار دینار، که از مال خودم مى باشد به تو مى دهم ، پس ابو محمد - اعزه الله - را معاف کن !
فرزدق پاسخ داد: من ابو محمد را ملاقات کرده ام و او از دارایى خویش ، به من بذل فرمود؛ ولى به عرض ایشان رساندم که براى اجر اخروى عمل خود، از ثواب دنیوى اش گذشتم .
- باغ فردوس به پاداش عمل مى بخشند
چشمان هشام لوچ بوده است و ابن خلکان در وفیات الاعیان ، در شرح حال فرزدق مى گوید:
عمل بس نیکویى بدو نسبت داده اند که امید است رفتن او به بهشت را ضامن باشد، و عمل مذکور آن است که چون هشان بن عبدالملک در عهد پدرش به قصد حج به مکه آمد، دور کعبه طواف نمود و سعى کرد تا خود را به حجرالاسود برساند؛ ولى به دلیل ازدحام مردم ، موفق نشد. از این رو، برایش منبرى گذاشتند و او بر آن نشست و به مردم مى نگریست .
در ضمن ، گروهى از اشراف شام نیز در این سفر همراهى اش مى کردند. در این حال ، زین العابدین ، على بن الحسین بن على بن ابى طالب علیه السلام ، که زیباترین و خوشبوترین مردم بود، پیش آمد و شروع به طواف نمود. چون طوافش به حجرالاسود ختم یافت ، مردم راه را برایش باز کردند تا به آن برسد.
در این هنگام ، مردى شامى گفت : این کیست که هیبتش چنین مردم را متاءثر کرده است ؟
هشام از ترس این که همراهانش به او تمایلى پیدا کنند و علاقه مند شوند، گفت : او را نمى شناسم .
ولى فرزدق که در آن جا حاضر بود گفت : من او را مى شناسم .
مرد شامى پرسید: اى ابافراس ! او کیست ؟
فرزدق نیز در جواب او، قصیده اى را سرود.
- چونان ماه شب بدر
مبرد در کتاب الکامل نقل کند که : مردى قریشى - که مامش را نمیدانم - گفت : روزى در کنار سعید بن مسیب نشسته بودم که مرا گفت : دائیان تو کیانند؟
گفتن : مادرم کنیز بوده است .
با این حرف ، گویى از چشمانش بیافتادم . اندکى بعد، سالم بن عبدالله بن عمر بن خطاب آمد و چون از پیش او رفت گفتم : اى عمو! این که بود؟
سعید بن مسیب گفت : سبحان الله العظیم ! آیا او را که از قوم توست ! نمى شناسى ؟ او، سالم بن عبدالله بن عمر است .
پرسیدم : مادرش کیست ؟
گفت : مادرش کنیز است .
اندکى گذشت و على بن حسین بن على بن ابى طالب علیه السلام آمد و بر او سلام کرده ، نشست و سپس برفت . از سعید بن مسیب پرسیدم : اى عمو! او کیست ؟
سعید گفت : او کسى است که روا نباشد مسلمانى او را نشناسد! او على بن حسین بن على بن ابى طالب علیه السلام است .
پرسیدم : مادرش کیست ؟
پاسخ داد: مادرش کنیز است .
در این هنگام گفتن : اى عمو! به نظر رسید که چون گفتن ، مادرم کنیز است ، از ارزش من نزد تو کاسته شد؛ ولى من نیز چون اینانم و از این ، باکى ندارم . (مرد قریشى ادامه مى دهد:) پس از آن ، نزد او بزرگى و جلالتى یافتم.
- احترام به مادر
امام زین العابدین علیه السلام ، نسبت به مادرش بسیار نیکوکار بود؛ به طورى که به او گفتند: تو نسبت به مادر، از همه کس نیکوکارترى ، ولى نمى بینیم که با او در یک ظرف غذا بخورى !
امام در جواب فرمود: چون ترسم که دستم را به سوى چیزى برم که مادرم قصد خوردن آن را داشته و او را ناراحت کنم .
بخش دوم : عبادت حضرت امام زین العابدین (ع (
 
- مایه آرامش دل
امام سجاد علیه السلام در مناجاه الذاکرین گوید:
و آنسنى بالذکر الخفى ... فلا نطمئن القلوب الابذکرک ... استغفرک من کل بغیر ذکرک ، و من کل لذه راحه بغیر انسک ، و من کل سرور بغیر قربک
... به وسیله ذکر خفى (در نهان به یاد تو بودن ) وحشت را از دلم بزدا.... پس ‍ دلها آرام نگیرند مگر به یاد تو...و از هر لذتى که بدون یاد تو حاصل شود و هر آسایشى که بدون انس با تو دست دهد و هر نشاطى که بدون نزدیکى با تو تاءمین گردد آمرزش مى طلبم .
- قدر درجات بهشت
زهرى روایت کرده است که : قال سمعت على بن الحسین علیه السلام یقول : آیات القرآن خزائن ، فکلما فتحن خزانه ینبغى لک ان تنظر ما فیها .
و درجات قرآن همه حکمت بلکه حکیم است یس والقرآن حکیم و حکمت بهشت است کما فى المجلس الواحد و الستین من امالى الصدوق قال رسول الله صلى الله علیه وآله لعلى بن ابى طالب : یا على ! انا مدینه الحکمه و هى الجنه وانت یا على ، بابها .
پس به آن اندازه که از این درجات ارتقاء یافته اى به همان اندازه قرآنى و به همان اندازه خزائن الهى هستى و به همان اندازه بهشتى ، یؤ تى الحکمه من یشاء و من یؤ ت الحکمه فقد اوتى خیرا کثیرا و ما یذکر الا اولوا الالباب . امام فرمود: درجات بهشت بر عدد آیات قرآن ، و بر قدر آیات قرآن است . و فرمود: هر مقامى او مقامات قرآن را قرائت کرده است ، توقف مکن و بالا برو که آن را مقامات دیگر است و خبرهایى است .
- گنجینه هاى قرآنى
زهرى گوید: از على بن الحسین علیه السلام شنیدم که فرمود: آیات قرآن ، گنجینه هستند و سزاوار است هر گنجینه اى که گشوده مى شود، در آن بنگرى .
- خبر از آخرالزمان
عاصم بن حمید، على بن الحسین امام زین العابدین علیه السلام را از توحید پرسید؛ حضرت فرمود: چون خداوند عز و جل مى دانست در آخرالزمان مردمانى دقیق و عمیق خواهند بود از این رو، سوره قل هو الله احد و آیاتى از سوره حدید را تا آیه و هو علیم بذات الصدور، نازل فرمود - تا بدینجا که مى فرماید: - و هر کس بیشتر از این رود، هلاک شود.
- مناجات محبین
مناجات محبین امام زین العابدین و سید الساجدین - صلوات الله علیه - را فراموش مکن : بسم الله الرحمن الرحیم ، الهى ! من ذا الذى ذاق حلاوق محبتک فرام منک بدلا...
- ستایش ابن عربى
محیى الدین ، در مناقب مى گوید: صلوات خداوند و ملایک و حمله عرش ‍ و جمیع خلقش در زمین و آسمان ، بر آدم اهل بیت ؛ کسى که از کیت و ماکیت ، منزه و روح جسد امامت است . آن که شمس شهامت و مضمون کتاب ابداع است و حل معماى سر الله در وجود.
او انسان عین شهود، خازن کنوز غیب ، مطلع نور ایمان ، کاشف مستور عرفان ، حجت قاطع و در لامع ، ثمره مقدس شجره طوبى ، ازل الغیب و ابد الشهاده ، سر کل در سر عبادت ، وتدالاوتاد، امام العالمین و مجمع البحرین ، زین العابدین ، على بن الحسین علیه السلام ، است
- اوصاف حضرت سید الساجدین (ع )
کلام محمد طلحه شافعى : او، زین العابدین است و قدوه الزاهدین و سید المتقین و امام المؤمنین .
صفاتش گواهى دید که از سلاله رسول خداست ، و سمتش گواه است بر مقام والاى قربت او نزد خدا. پینه هایش کثرت نماز و تهجد او را رساند، و اعراض و روس گردانى اش از دنیاات نشان از زهد اوست . انوار تاءیید و هدایت خدایش بر او تابیده و بدانها هدایت یافته است ، و اوراد عبادت بر او القا شده و با آنها ماءنوس گشته است و او لباس زیباى شان را در بر کرده است .
همواره براى او شب ، مرکبى است که طریق آخرت را با آن طى کند و و او را کراماتت و خوارق عاداتى است که هیچ چشم بینایى چون آن را ندیده است ، و آنها در آثار و اخبار متواتر، مربى و ثابتند، و این گواهى است که او را از ملوک آخرت است
- دعاى براى ارتش
جامعه ما به علوم گوناگون نیاز دارند و آنچه را که عقل و شرع امضاء فرموده اند همه محترمند و بعد از علم دین که علم انسان ساز است ، اجتماع به طبیب ، بازرگان معتبر و متدین و حافظان اجتماع نیازمند است .
حافظان اجتماع که همان ارتش باشند، نگاهدارنده اجتماع و سنگر مردمند و حافظ حد و مرز اجتماع هستند. امام سجاد علیه السلام در یکى از دعاهاى خود، ارتش اسلام را دعا مى کند که اینها حافظ مرز و بوم کشور هستند.
- سیره بزرگان
روزى مرحوم علامه طباطبایى را در خیابان زیارت کردم و در معیت ایشان ، تا درب منزلشان رفتم . به درب منزل که رسیدیم ایشان تعارف کردند. عرض ‍ کردم : مرخص مى شوم . ایشان ، در پله بالا ایستاده بودند و من پایین بودم ، رو به من کردند و گفتند: حکماى الهى این همه فحشها را شنیدند، سنگ حوادث را خوردند، قلمها به دشنام و بدگویى آنها پرداختند، این ههه فقر و فلاکت و بیچارگى را از تبلیغات سوء کشیدند. گاهى به کهک به سر مى بردند و گاهى ... با این همه حقایق را در کتاب هایشان نوشتند گفتند: آقایانى که به ما بد گفتید و فحش دادید و زندگى را در کام ما تلخ کردید و مردم را علیه ما شورانیدید، حرف این است و حق این است که نوشته ایم و براى شما گذاشته ایم ، حال هر چه مى خواهید بگویید.
آنها حرف حقشان را نوشتند و براى نفوس مستعد به یادگار گذاشتند، تمام تلاش این است که منطق وحى را بفهمیم . خداوند ملاصدرا را رحمت کند! مفسر است ، محدث است ، فقیه است ، مرد سیر و سلوکى است که هفت مرتبه پیاده به زیارت بیت الله الحرام ، مشرف مى شود و بار هفتم در بصره نداى حق را لبیک گفته است . ایشان در شرح اصول کافى حدیث امام سجاد علیه السلام را نقل مى کند که : چون خداوند سبحان ، مى دانست در آخر الزمان مردمى عمیقى پیدا مى شوند - در توحید و در اصول عقاید - اوایل سوره اخلاص را فرستاد.
مرحوم آخوند مى گوید: به این حدیث که رسیدم گریه ام گرفت .این گریه شوق است و گریه عشق ، چون خودش مى بیند که این حدیث ، براى امثال اوست.
- قرآن ، خزینه الهى است !
حضرت سید الساجدین امام زین العابدین علیه السلام مى فرماید: آیات القرآن خزائن و کلما فتحت خزانه ینبغى لک ان تنظر ما فیها  هر آیه اى خزانه است ، هر خزانه را که گشودى و باز کردى و وارد شدى زود بیرون نرو. در این خزانه خبرهاست . ما حق نداریم بگوییم جواهر و طلاست .
- عجب از این آدم !
حق سبحانه در سوره واقعه قرآن کریم فرموده است : ولقد علمتم النشاه الاولى فلولا تذکرون .
و در کافى از امام سجاد علیه السلام روایت است که : العجب کل العجب ، لمن انکر النشاه الاخرى و هو یرى النشاه الاولى .
- دعاى دفع دشمن
از حضرت سید الساجدین مروى است که بعد از نماز صبح ، بالفاصله بخواند به جهت دفع دشمن مقهور مى شود:
اللهم انى و اعدائى اقویاء و انت الاقوى و قنى شرهم و اکفنى امرهم واعنى علیهم بحولک و قولک یاقوى .
(716)
- دعاى وداع امام سجاد (ع )
دهاى چهل و پنجم صحیفه سجادیه در وداع شهر رمضان است ، در این دعا، امام علیه السلام خطاب به ماه رمضان مى نماید و چندین بار وى را سلام مى کند و او را وداع مى نماید و مى فرماید: السلام علیک یا شهر الله الاکبر و یا عید اولیائه . السلام علیک یا اکبر مصحوب من الاوقات.
- آداب حج همراه یقین
شبلى به حج رفته بود، و پس از انجام اعمال حج به حضور امام سید الساجدین علیه السلام مشرف شد، امام علیه السلام از وى پرسید: اى شبلى ! حج گزاردى ؟
شبلى : آرى ! با ابن رسول الله صلى الله علیه وآله ! .
امام علیه السلام : زمانى که به میقات فرود آمدى ، آیا نیت کرده اى که جامع معصیت را از خود به در آورى و جامع طاعت بپوشى ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : زمانى که از جامع خود برهنه شدى ، آیا نیت کردى که از ریا و نفاق برهنه شوى ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : زمانى که غسل کردى ، آیا نیت کردى که خویشتن را از بدیها و گناه ها شست و شو دهى ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : آیا خویشتن را پاکیزه کردى و احرام بستى و عقد وقت حج بستى ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : زمانى که خود را پاکیزه کردى و عقد بستى ، آیا نیت کردى که آنچه را خداوند متعال حرام کرده است ، بر خویشتن حرام کنى ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : خویشتن را پاکیزه نکردى و احرام نبستى و عقد حج نبستى .
امام علیه السلام : آیا داخل میقات شدى و تلبیه گفتى ؟
شبلى : آرى .
امام علیه السلام : آنگاه که داخل میقات شدى ، آیا نیت کردى که به نیت زیارت داخل شوى ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : آنگاه که دو رکعت نماز گزاردى ، نیت کردى که به خداوند متعال به بهترین اعمال و بزرگترین حسنات عباد، که نماز است تقرب جویى ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : آنگاه که تلبیه گفتى ، آیا نیت کردى که براى خداوند به هر طاعتى گویا شوى و از معصیت او، خود را باز دارى ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : در میقات داخل نشدى و نماز نخواندى و تلبیه نگفتى (تلبیه یعنى لبیک گفتن ) .
سپس امام علیه السلام فرمود: آیا در حرم داخل شدى و کعبه را دیدى و نماز خواندى ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : آنگاه که داخل حرم شدى ، آیا نیت کردى که بر خود هرگونه عیب اهل ملت اسلام را حرام کنى ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : آنگاه که به مکه رسیدى و کعبه را دیدى و دانستى که آن خانه خداست ، آیا قصد خداوند سبحان کردى و از غیر او بریدى ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : پس نه داخل مکه شدى و نه داخل حرم .
سپس امام علیه السلام فرمود: آیا طواف بیت را به جاى آوردى و ارکان را مس کردى و عمل سعى را انجام دادى ؟
شبلى : آرى !
امام علیه السلام : آنگاه که سعى کردى ، آیا نیت کردى که از همه گریختى و به سوى خداوند فرار کنى ، و صدق این نیت را علام الغیوب شناخت ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : نه طواف بیت کردى و نه سعى به جا آوردى .
سپس امام علیه السلام فرمود: آیا در مقام ابراهیم علیه السلام وقوف کردى و در آن مقام دو رکعت نماز گزاردى ؟
شبلى : آرى !
امام علیه السلام در این هنگام صیحه اى برآورد که نزدیک بود از دنیا مفارقت کند، سپس فرمود: آه ! آه ! کسى که به مقام قرب رسیده و با خدا مصافحه کرده کجاست ؟ حق تعالى با آن عظمت و جلال ، مسکینى را به این مقام برساند، آیا جایز است بر او که حرمت چنین پروردگار مهربان را ضایع کند؟ هرگز چنین نیست که کسى با خدا مصافحه کند بعد از آن مخالفت او را جایز داند. پس از آن فرمود: آنگاه که در مقام ابراهیم (ع ) ایستادى ، آیا نیت کردى که بر انجام هر طاعتى بایستى ، و پشت به هر معصیت بکنى ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : آنگاه که در مقام فراهیم دو رکعت نماز گزاردى ، آیا نیت کردى که چون نماز ابراهیم علیه السلام نماز گزارى ؟ و به نمازت ، بینى شیطان را به خاک مالیدى ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : در مقام نایستادى و در آن نماز نخواندى .
پس از آن فرمود: آیا بالاى چاه زمزم بر آمدى ؟
شبلى : آرى !
امام علیه السلام : آنگاه که بر بالاى چاه زمزم بر آمدى ، آیا نیت کردى که بر طاعت برآمدى و چشمت را از معصیت پوشاندى ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : پس بر چاه زمزم بر نیامدى و از آن ننوشیدى .
پس از آن فرمود: آیا سعى میان صفا و مروه را به جاى آوردى و در میان آن دو مشى و تردد داشتى ؟
شبلى : آرى !
امام علیه السلام : از سعى میان صفا و مروه ، آیا نیت کردى که در میان خوف و رجایى ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : پس نه سهى کردى و نه مشى و ترد بین صفا و مروه .
پس از آن فرمود: آیا از مکه خارج شدى و به منى رفتى ؟
شبلى : آرى !
امام علیه السلام : به منى رفتى ، آیا نیت کردى که مردم را از زبان و دل و دست خود ایمن گردانى ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : پس به منى نرفتى .
بعد از آن امام علیه السلام فرمود: (آیا در موقف عرفه وقوف کردى ؟ و بر جبل الرحمه برآمدى ؟ و شناختى خداوند متعال را در جبل الرحمه و جمرات خواندى ؟
شبلى : آرى !
امام علیه السلام : در موقف عرفه ، آیا معرفت حق سبحانه و تعالى و اطلاع او را بر سرائر و قلب خود شناختى ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : بر جبل الرحمه که بالا رفتى اى ، آیا نیت کردى که خداوند هر مؤ من و مؤمنه را رحمت کند؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : آنگاه به مزدلفه (مشعر) رفتى ؟ و از آن جا سنگریزه ها از زمین برکندى ؟ و به مشعر الحرام مرور کردى ؟
شبلى : آرى !
امام علیه السلام : آنگاه که در مزدلفه مشى مى کردى و از آن سنگریزه ها بر مى کندى ، آیا نیت کردى که هر معصیت و جهل را از خود برکنى و هر علم و عمل را در خود نشانى ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : به مشعر الحرام مرور کردى ، آیا نیت کردى که شعائر اهل تقوى و اهل خوف را شعار قلب خود قرار دهى ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : در مزدلفه مشى نکردى و از آن سنگریزه ها بر نداشتى و به مشعرالحرام مرور نکردى .
پس از آن امام علیه السلام فرمود: در منى نماز گزاردى ؟ و رمى جمره کردى ؟ و حلق راءس (سر تراشیدت ) را انجام دادى ؟ و فدیه (قربانى ) خود را ذبح کردى ؟ و در مسجد خیف نماز خواندى ؟ و به مکه باز گشتى ؟ و طواف افاضه به جاى آوردى ؟
شبلى : آرى !
امام علیه السلام : آنگاه که به منى رسید و رمى جمره ها کردى ، آیا نیت کردى که به مطلب خود رسیدى و هرگونه حاجت تو بر آورده شده است ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : آنگاه که سر تراشیدى ، آیا نیت کردى که از پلیدى ها پاک شدى و از هر گناه و بد عاقبتى که بنى آدم را است به در آمدى ، مثل آن روزى شدى که از مادر متولد شد؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : آنگاه که در مسجد خیف نماز خواندى ، آیا نیت کردى که نترسى ، مگر از خداوند و امیدوار نباشى مگر به رحمت او؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : آنگاه که قربانى خود را ذبح کردى ، آیا نیت کردى که طمع را سر بریدى و به ابراهیم علیه السلام به ذبح فرزندش اقتدا کردى ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : آنگاه که به مکه بازگشت کردى و طواف افاضه به جاى آوردى ، آیا نیت کردى که افاضه (کوچ کردن ) به رحمت خدا کردى و به طاعت او بازگشت کردى و به سوى او تقرب جستى ؟
شبلى : نه .
امام علیه السلام : به منى نرسیدى و رمى جمره نکردى ، و حلق راءس انجام ندادى ، و قربانى ات را ذبح نکردى ، و در مسجد خیف نماز نگزاردى و طواف افاضه به جاى نیاوردى و به سوى خداوند تقرب نجستى ، چه است که تو حج نکردى .
س شیلى از تفریط حجش به ندبه و زارى افتاد و پیوسته آداب حج مى آموخت تا سال دیگر از روى معرفت و یقین حج بگزارد.

 

 


 
 
← صفحه بعد