رهبر معظم

حاشیه دیدار رهبر فرزانه انقلاب با کارگزاران و مسوولان نظام

 رهبر با آقای هاشمی و رؤسای سه قوه حال و احوالی می‌كنند و آن‌ها پشت سر رهبر به سمت حسینیه می‌روند. توی راه هاشمی با چندتا از اعضای هیات دولت شوخی می کند.۱۳۸۹ سه شنبه ۳ اسفند ساعت 13:31
به گزارش سرویس سیاسی برنا، به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر فرزانه انقلاب در گزارشی به قلم محمدتقی خرسندی به روایت حاشیه‌ای از مراسم روز میلاد پیامبر(ص) و امام صادق(ع) در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی پرداخته كه متن این روایت ‌در ذیل می‌آید:

هیچ كس وارد ساختمان نشده. باران دیشب هوا را شسته و آفتاب دلچسب صبح زمستانی، همه را قانع كرده كه همان‌جا توی حیاط، روی نیمكت و زیر درخت‌ها بنشینند و با هم گپ بزنند. جمع مسوولان جمع است؛ حدود دویست نفر. از وزیر و وكیل گرفته تا نظامی و بانكی و شهردار و...؛ قدیمی و جدید، اینوری و آنوری. حتی روحانی‌ها؛ از ائمه جمعه تهران و شهرستان‌ها هستند تا حدود سی نفری كه قرار است امروز، همزمان با میلاد پیامبر اعظم(ص) و امام جعفر صادق(ع) ملبس شوند به لباس پیامبر و تبلیغ كنند مذهب جعفری را. هركدام با یك عمامه در دست، در گوشه‌ای از حیاط، منتظر ایستاده‌اند. لابد دل هم توی دلشان نیست. این را از اضطراب توی چشم‌هایشان هم می‌شود فهمید و البته از سكوتشان.

این طرف اما، همه مشغول حرف زدن. حتی پیرترها هم سعی می‌كنند سرپا بایستند تا از این جمع‌های دوستانه عقب نیفتند. هركس از راه می‌رسد، صدای یكی از گعده‌ها برای سلام و احوال‌پرسی بلند می‌شود: "اسعدالله ایامكم " و بعد بازار روبوسی داغ می‌شود. چند دقیقه‌ای طول می‌كشد تا احوال‌پرسی این یاران قدیمی تبدیل شود به بحث‌های روز. همان بحث‌های روزی كه مردم عادی را هم مشغول خود كرده؛ از اتفاقات 25 بهمن تا قیام‌های اخیر كشورهای عربی.

یك نفر، دیگری را محاكمه می‌كند كه چرا در جریانات اخیر موضع‌گیری نكرده و قانع نمی‌شود وقتی می‌شنود: "اون موقع كه خیلی‌ها ساكت بودند، من موضع‌گیری می‌كردم. الآن كه دیگه موضع‌گیری كاری نداره. " می‌گوید برای خاموش كردن این آتش، همه باید كمك كنند و بعد هم داستان آتش و گلستان حضرت ابراهیم(ع) را مثال می‌زند و پرنده‌ای كه با منقارش آب روی آتش می‌ریخت، بلكه او را نجات دهد و می‌گفت من هم باید به اندازه وسعم تلاش كنم.

یكی دیگر از سفر اخیرش به اروپا می‌گوید و این‌كه در آن‌جا، بخش عمده اخبار خاورمیانه درباره اتفاقات اخیر ایران است، نه قیام كشورهای عربی. بعد هم نتیجه می‌گیرد كه این جریانات چقدر به نظام ضربه زده‌اند و البته لابد مثل بقیه، توی دل، لعن و نفرینی هم می‌كند.

یك نفر در گوشه‌ای، از فیلمی صحبت می‌كند كه وهابی‌ها در مورد زندگی سی‌ساله شیعه در بحرین تولید كرده‌اند و برای جوسازی علیه قیام مردم، آن را این طرف و آن طرف پخش می‌كنند. معتقد است الآن، مهم‌ترین قیام، مربوط به بحرین است.

از یك طرف حیاط، هیات دولت وارد می‌شود و از طرف دیگر جمعی از سفرای كشورهای اسلامی. به صف شدن طلاب آینده، یعنی كه رهبر تا لحظاتی دیگر وارد می‌شود. مسوولان حواسشان به همان گعده‌های خودشان است، اما با صدای صلوات همین طلاب، حواس آن‌ها هم جمع می‌شود و قدشان بلند، برای دیدن رهبر. عمامه‌گذاری، همان‌جا انجام می‌شود؛ توی حیاط، دم در و خیلی سریع. و با یك دعای رهبر برای جمع تازه طلبه‌ها پایان می‌یابد: "إن‌شاء الله از علمای عاملین باشید. "

حالا نوبت مسوولین است. همین‌طور كه رهبر به سمت حسینیه حركت می‌كند، جلو می‌آیند برای تبریك عید. مثل مردم عادی كه رهبر را می‌بینند، سعی می‌كنند از هم جلو بزنند. مناسبات رسمی كنار رفته است. فقط نظامی‌ها، آن هم اگر حواسشان باشد، یك سلام نظامی هم می‌دهند. فرمانده سابقی كه سعی می‌كند خودش را به رهبر برساند، بین راه به نماینده سابقی می‌خورد و برای این كه حقی ضایع نكند، می‌پرسد: "شما تو صفی؟ " و وقتی می‌شنود او تبریكش را گفته، خیالش راحت می‌شود و راهش را ادامه می‌دهد.

رهبر با آقای هاشمی و رؤسای سه قوه حال و احوالی می‌كنند و آن‌ها پشت سر رهبر به سمت حسینیه می‌روند. توی راه هاشمی با چندتا از اعضای هیات دولت شوخی می کند.

به ورودی حسینیه كه می‌رسند، رهبر می‌ایستد و وارد نمی‌شود. هیچ‌كدام از سران قوا نرسیده‌اند، بین سایر مسئولین گیر كرده‌اند. یك نفر می‌رود و هر سه نفرشان را پیدا می‌كند و می‌آورد تا پشت سر رهبر وارد حسینیه شوند. بقیه هم از در دیگر حسینیه داخل می‌شوند. صدای شعار جمعیت داخل حسینیه بلند می‌شود.

چهره مسوولین در داخل و بیرون حسینیه كلی فرق می‌كند. آن صورت‌های خندان و چهره‌های بانشاط تبدیل می‌شود به صورت‌های خشك و جدی. شاید برای این كه پرستیژ مسوول بودن حفظ شود.

صدای كریم منصوری مجلس را گرم‌تر می‌كند: "هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ كَفَى بِاللَّهِ شَهِیدًا؛ مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَینَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا یبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنجِیلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ یعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیغِیظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا1 "؛ و بعد رییس‌جمهور عید را تبریك می‌گوید تا انتظار حاضرین برای شنیدن سخنان رهبرشان پایان یابد.

رهبر دو میلاد پربركت را تبریك می‌گوید و همان آیات قرائت شده در ابتدای جلسه را موضوع صحبت‌های كوتاهش می‌كند. از پیامبری می‌گوید كه تولدش آغاز فجر درخشان زندگی بشری است و بعثتش رحمتی برای عالمیان. پیامبری كه اگر بشر می‌شناختش وضع بهتری داشت؛ كمااینكه هر روز و با افزایش ظرفیت بشری، بهره‌مندی‌اش از او بیشتر شده.

رهبر از بشر به ستوه آمده امروز می‌گوید كه گرفتار شیاطین اِنسی شده؛ شیاطینی كه از شیاطین جنّی بدتر است غلبه‌شان بر مردم. از بشری می‌گوید كه اندك‌اندك فطرتش در حال بیدار شدن است و ابراز انزجار از مستكبرین، اولین نشانه‌های همین بیداری است. نه فقط در مصر و تونس؛ حتی در خود كشورهای غربی. هرچند كه مسلمانان به‌عنوان اولین مخاطبان پیامبر، سردمدار این حركت هستند.

رهبر راه حل مشكل امروز را یك چیز می‌داند و آن هم چیزی نیست جز بازگشت به اسلام و تطبیق رفتار با آموزه‌های آن؛ كه اگر این اتفاق بیافتد، دنیا گرایش پیدا می‌كند به اسلام. و این اتحاد، همان چیزی است كه مستكبرین از آن در هراسند و با دسیسه و دخالت، تفرقه می‌اندازند بین دولت‌ها و ملت‌ها. و غده‌ای به نام رژیم جعلی صهیونیستی هم فقط برای ادامه‌ همین تفرقه و سلطه است؛ كه اگر نبود این اختلاف، سلطه‌ای هم نبود.

بعد هم وظیفه نخبگان كشورهای منطقه را یادآور می‌شود؛ هم نخبگان سیاسی، هم علمی و هم دینی. این كه هدایت كنند مردم را، و نگذارند حركت ملت‌ها مصادره و قیام مردم سرقت شود؛ كه در این صورت آینده امت اسلامی روشن خواهد بود.

در نهایت هم ویژگی‌های مؤمن تربیت شده در اسلام را می‌گوید؛ همان "أشداء علی الكفار رحماء بینهم " كه به خدا توكل و در برابرش خضوع می‌كند و با مسلمانان مهربان و دربرابر ظالمان مثل كوه است. این‌چنین است كه همچون خوشه گندمِ برآمده از دانه ناچیز، چنان رشدی می‌كند كه "لیغیظ بهم الكفار ". این مؤمن است كه خدا وعده پاداش به او را داده: "والعاقبة للمتقین " در دنیا و آخرت.

آینده‌ای كه رهبر می‌گوید دور نیست.

 

 

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای منتشر کرد

مجموعه بیانات رهبر انقلاب درباره فتنه 88 در كتاب «شرح ماجرا»

  كتاب «شرح ماجرا» از سوی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای منتشر شد.۱۳۸۹ شنبه ۱۸ دی ساعت 17:01
به گزارش سرویس سیاسی برنا به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) این كتاب، مروری است بر دیدگاه‌های رهبر انقلاب اسلامی پیرامون فتنه سال 88، و در برگیرنده‌ی بیانات معظم‌له از تاریخ اول فروردین تا 28 بهمن‌ماه سال گذشته است.

این مجلد 190 صفحه‌ای در قطع رقعی و با قیمت 2500 تومان منتشر شده است.

علاقمندان می‌توانند برای تهیه این كتاب با شماره‌‌های 66410649-021 و 09195593732 تماس حاصل نمایند

   همزمان با سالگرد پیروزی انقلاب صورت گرفت

موافقت رهبر فرزانه انقلاب اسلامی با عفو و تخفیف مجازات تعدادی از محكومان

  همزمان با سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ،رهبرحکیم انقلاب با عفو و تخفیف مجازات 661 نفر از محکومان محاکم عمومی و انقلاب، و سازمان قضایی نیروهای مسلح موافقت کردند.۱۳۸۹ دوشنبه ۲۵ بهمن ساعت 18:34
به گزارش سرویس سیاسی برنا به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی رهبر فرزانه انقلاب، همزمان با سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ،حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(مدظله العالی) با عفو و تخفیف مجازات 661 نفر از محکومان محاکم عمومی و انقلاب، و سازمان قضایی نیروهای مسلح موافقت کردند.

آیت الله آملی لاریجانی رییس قوه قضاییه به مناسبت سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی طی نامه‌ای به رهبر معظم انقلاب اسلامی پیشنهاد عفو و تخفیف مجازات 661 نفر از محکومان را که در کمیسیون مربوط واجد شرایط لازم تشخیص داده شده اند ارائه کرده بود، که مورد موافقت رهبر فرزانه انقلاب قرار گرفت.

 

                                                         گرگان همه بدانند

       گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز

      گر جه نیکان همگی بار سفر بر بستند

      شیر مردی چو علی خامنه ای هست هنوز

 

 رهبر فرزانه انقلاب اسلامي در ديدار پرشور هزاران نفر از مردم گيلان: ملت در جنگ نرم 8 ماهه با مهارت فتنه دشمن را دفع کرد رهبر فرزانه انقلاب، نهم دي‌ماه را يكي از جايگاه‌هاي جلب و نزول رحمت الهي دانستند كه به بركت ياد امام حسين(ع) بر مردم ايران نازل شد. چهارشنبه ۸ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۴۰

ملت در جنگ نرم 8 ماهه با مهارت فتنه دشمن را دفع کرد

به گزارش سرویس سیاسی برنابه نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر فرزانه انقلاب، حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مدظله العالی) صبح امروز در دیدار هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم استان گیلان، همت، بصیرت، آگاهی و هوشیاری مستمر را عوامل اصلی پیشرفت ملت به سمت قله‌های تعالی دانستند و تأکید کردند: ملت ایران همانگونه که در هشت سال جنگ تحمیلی با ابتکار، فداکاری، شجاعت و حضور در صحنه، بر دشمن غلبه کرد، در هشت ماه جنگ نرم هم با عنایت خداوند متعال از خود مهارتی مثال زدنی نشان داد و در نهم دی سال گذشته به برکت یاد حضرت سیدالشهدا علیه السلام و با همت، بصیرت، آگاهی، و هوشیاری خود، بساط فتنه گران را جمع کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای، جبران عقب ماندگی‌های تاریخی، و رسیدن ملت ایران به جایگاه شایسته علمی خود را نیازمند همت، عزم و امید به آینده دانستند و افزودند: تنها راه رسیدن به قله های سعادت و پیشرفت، حفظ مستمر همت، عزم و امید به آینده است، و ملت ایران در سی سال گذشته نشان داده است، توانایی پیشرفت و حرکت جهشی را دارد.

ایشان با تأکید بر اینکه شعارهای ملت ایران جهانی و هدف او قطع کامل دست مستکبران از کشور است، خاطرنشان کردند: علت اصلی عصبانیت مستکبران از این ملت و توطئه بر ضد آن، همین موضوع است و فتنه سال گذشته جلوه‌ای از توطئه دشمنان بود.

رهبر انقلاب اسلامی هدف از فتنه سال گذشته را گمراه کردن مردم با طرح شعارهای حق ولی با محتوای باطل دانستند و تأکید کردند: ملت ایران در نهم دی ماه سال گذشته، در حرکتی کاملاً خودجوش فتنه گران را ناکام کردند و مشت محکمی بر دهان آنان زدند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای حماسه نهم دی سال 88 را نشانه‌ای از بیداری و هوشیاری مردم خواندند و افزودند: دشمنان ملت ایران و کسانی که تصور می‌کنند می‌توانند میان مردم و نظام اسلامی فاصله بیاندازند، باید این پیام نهم دی را بفهمند و بدانند که نظام متعلق به خود مردم است و نگاهبان اصلی این نظام اسلامی، مردم هستند.

ایشان افزودند: سردمداران دولت های مستکبر و در رأس آنها آمریکا در مقابله با نظام اسلامی شیوه های مختلفی همچون توطئه، اظهارات مزورانه، دشمنی صریح، و شعار برای ملت، به‌کار می برند که همه این موارد نشان می دهد، آنها هنوز تحلیل و شناخت صحیحی از ملت ایران ندارند.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم حفظ همت ملت، خاطرنشان کردند: امسال که سال همت مضاعف نامگذاری شده است، خوشبختانه نشانه های این همت مضاعف در کشور دیده می شود و مسوولان کارهای خوبی در بخش های مختلف انجام می دهند، اما این همت مضاعف باید به‌صورت مستمر و در سال های آینده نیز وجود داشته باشد تا ملت ایران با دستیابی به قله های پیشرفت و کمال مادی و معنوی، دشمن را از خود مأیوس کند.

حضرت آیت الله خامنه ای تنها راه خلاص شدن از شرّ دشمنان را مأیوس شدن آنها دانستند و افزودند: گناه بزرگ برخی از دست اندرکاران فتنه سال گذشته، امیدوار کردن دشمن است.

ایشان با یادآوری انتخابات با عظمت سال گذشته و حضور خیره کننده مردم در این انتخابات، خاطرنشان کردند: این حضور عظیم مردم، می توانست ملت ایران را در بسیاری از میدان های سیاسی موفق کند، اما فتنه گران با ایجاد فتنه و امیدوار کردن دشمن، به انقلاب اسلامی و ملت صدمه زدند.

رهبر انقلاب اسلامی فتنه سال 88 را چالشی بزرگ خواندند و افزودند: در این چالش بزرگ، از یک طرف دشمن از فتنه گران حمایت می کرد و حتی اسم آنها را بر زبان می آورد و از طرف دیگر ملت ایران با استحکام کامل در صحنه حضور پیدا کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: ملت ایران همانگونه که در طول 8 سال جنگ تحمیلی با ابتکار، شجاعت و فداکاری در میدان حاضر شد و دشمن را شکست داد، در هشت ماه جنگ نرم نیز با همت، بصیرت، و هوشیاری در همه صحنه ها حاضر شد و حقیقتاً از خود مهارت نشان داد.

ایشان افزودند: آنچه که اتفاق افتاد، دست قدرت الهی بود که دل های مردم را به سمت خود جلب و به سوی راه صحیح هدایت کرد.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر حفظ و تقویت ارتباط با خدا در کنار افزایش همت، بصیرت و هوشیاری، خاطرنشان کردند: نهم دی ماه سال گذشته یکی از موارد جلب رحمت الهی بود و مردم به برکت یاد حضرت سیدالشهدا علیه السلام به صحنه آمدند و بساط فتنه گران را برچیدند.

حضرت آیت الله خامنه ای وظیفه مردم به‌ویژه مسوولان و قشرهای آگاه و هوشیار و جوانان را سنگین خواندند و تأکید کردند: همواره باید به لطف و هدایت الهی تکیه و تلاش شود تا به آن سرنوشت خوبی که خداوند متعال برای ملت ایران مقدر کرده است برسیم.

ایشان در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به سابقه تاریخی، دینی و مبارزاتی مردم گیلان، همت مردم این خطه را نمونه بارزی از همت ملت ایران دانستند و افزودند: با وجود آنکه رژیم طاغوت، تلاش گسترده ای برای فاسد کردن عقیده مردم گیلان انجام داد، اما مردم این سامان با همت، ایمان و عقیده خود در مقابل تلاش های آن رژیم ایستادند و مردم گیلان، از لحاظ دینداری، اخلاص، جهاد، و حضور در صحنه از استان های برجسته کشور هستند.

رهبر انقلاب اسلامی ضمن تجلیل از شخصیت مبارز و مجاهد شهید میراز کوچک خان جنگلی، در بیان سابقه درخشان مردم گیلان خاطرنشان کردند: مقابله با عوامل گروه های ملحد و ضد دین، حضور تأثیرگذار در پیروزی انقلاب اسلامی، رشادت جوانان مؤمن و بسیجی این استان در دوران دفاع مقدس، و نقش آفرینی اندیشمندان، دانشگاهیان و علمای گیلان در مقاطع مختلف از جمله سوابق دینی، انقلابی و علمی مردم این استان است.

حضرت آیت الله خامنه ای با یادآوری نقش آفرینی مردم رشت در مقابله با فتنه سال گذشته، آن را نشانه دیگری از همت و بصیرت مردم گیلان دانستند و افزودند: رشت جزو معدود مناطقی بود که یک روز زودتر از حرکت خودجوش ملت، در هشتم دی سال 88 به صحنه حضور مردم در مقابل فتنه گران تبدیل شد.

در ابتدای این دیدار حجت الاسلام والمسلمین قربانی نماینده ولی فقیه در استان گیلان و امام جمعه رشت ضمن بیان بخش هایی از سوابق دلدادگی مردم گیلان به اهل بیت علیهم السلام و ترویج مکتب آن بزرگواران و اشاره به مراجع و علمای بزرگی که از این منطقه برخاسته اند، گفت: مردم مؤمن گیلان همواره پرچمدار مبارزه با استعمار و استبداد بوده اند و میرزا کوچک خان جنگلی نمونه بارز آن است، ضمن آنکه استان گیلان در طول 8 سال دفاع مقدس، هشت هزار شهید تقدیم انقلاب اسلامی کرد.

 

مراسم عزاداری سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام (۱۳۸۹/۰۹/۲۴ - ۱۹:۲۳) در شب عاشورای حسینی، شب شهادت ثارالله و یاران با معرفت و با اخلاصش، مراسم باشکوه عزاداری اباعبدالله الحسین علیه السلام، با حضور حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و قشرهای مختلف مردم در حسینیه امام خمینی (ره) برگزار شد.
در این مراسم که جمعی از مسئولان نیز حضور داشتند، ابعاد نهضت عاشورا تبیین شد و سپس مداحان اهل بیت عصمت و طهارت به ذکر مصیبت قافله سالار کربلا و نوحه سرایی پرداختند.
یاد آور می شود این مراسم عزاداری که از روز دوشنبه هفتم محرم آغاز شده است، تا روز جمعه یازدهم محرم ادامه خواهد داشت.

ولادت امام حسین (علیه السلام)، در شب سوم ماه شعبان سال چهارم هجری، و به روایتی روز پنجم آن واقع شده است. برخی نیز می گویند در اواخر ماه ربیع الاول سال سوم هجری بوده است.
چون حسین متولد شد، جبرئیل با هزار فرشته برای تهنیت بر رسول خدا (صلی‏اللّه‏علیه ‏وآله) مشرف شدند و فاطمه زهرا (سلام‏اللّه‏علیها) فرزند خود را نزد پدر آورد. آن حضرت از دیدن او شادمان شد و او را حسین نامید.
چون امام حسین (علیه السلام) دو ساله شد، سفری برای پیغمبر (صلی‏اللّه‏علیه ‏وآله) پیش آمد. در بین راه ناگهان آن حضرت ایستاد و فرمود: "انا لله وانا الیه راجعون" و اشک از دیدگانش سرازیر شد. علّت گریه را سوال کردند، فرمود: اینک جبرئیل به من از زمینی که نزدیک شط فرات و نام آن "کربلا" است خبر می دهد. فرزندم حسین پسر فاطمه (سلام‏اللّه‏علیها) را در آن سرزمین می کشند.
روزی حسین بن علی (علیهما السلام) به منزل برادرش حسن (علیه السلام) وارد شد و چون نگاهش به برادر افتاد اشک از دیدگانش سرازیر گردید. حسن (علیه السلام) پرسید: چرا گریه می کنی؟ فرمود: گریه ام از ظلم وستم هایی است که بر شما وارد می شود. امام حسن (علیه السلام) فرمود: ظلمی که بر من وارد خواهد شد زهری است که در خفاء و پنهانی به من می نوشانند و بدان وسیله مرا مسموم می گردانند وبه قتل می رسانند ولی "لایوم کیومک یا ابا عبدلله"هیچ روزی را در عالم مانند روز شهادت تو نمی توان یافت. زیرا سی هزار نفر که همه آنان ادعای اسلام و پیروی از امّت جدّ ما محمد (صلی‏اللّه‏علیه ‏وآله) را می نمایند دورت را می گیرند و برای کشتن و ریختن خون تو، هتک حرمت و اسیر کردن زن و فرزندان و غارت کردن متاع تو آماده می شوند. در این موقع است که خداوند لعنت و نفرین خود را به بنی امیّه متوجّه می گرداند و آسمان خون می بارد و خاکستر می پاشد و همه چیز حتّی حیوانات وحشی در صحراها و ماهیان دریاها، در مصیبت تو خواهند گریست.
هنگامی که معاویه در ماه رجب سال 60 هجری هلاک شد، یزید به فرماندار مدینه ولید بن عتبه نامه ای نوشت و به او دستور داد که برای من از تمامی اهل مدینه به خصوص از حسین (علیه السلام) بیعت بگیر، و اگر حسین از بیعت امتناع کرد سرش را از بدنش جدا کن و برای من بفرست.
ولید، مروان را به حضور خواست و نظر او را در این موضوع جویا شد و با وی در این مورد مشورت کرد.
مروان گفت: حسین (علیه السلام) هرگز تن به بیعت نمی دهد. اگر من به جای تو بودم و قدرتی که اکنون در دست توست می داشتم، بدون درنگ حسین را می کشتم.
ولید گفت: در چنین وضعی آرزو می نمودم هرگز به دنیا نمی آمدم که اقدام به چنین کاری کنم و این ننگ بزرگ را به گردن بگیرم.
پس از آن مأمور فرستاد تا امام حسین (علیه السلام) را به خانه خویش فرا خواند. امام حسین (علیه السلام) با سی نفر از اهل بیت و دوستدارانش به منزل ولید آمد. ولید خبر مرگ معاویه را به اطلاع او رسانید و در خواست بیعت برای یزید را به او عرضه نمود.
امام حسین (علیه السلام) اظهار داشت: بیعت موضوع ساده ای نیست که بتوان درخفاء و پنهانی انجام داد، فردا وقتی مردم را به این منظور دعوت کردی، به ما نیز اطلاع بده .
مروان گفت:"امیر! گوش به سخنان حسین مده و عذر او را مپذیر و هر گاه از بیعت امتناع ورزید گردن او را بزن!
امام حسین (علیه السلام) غضبناک شد و فرمود:"وای بر تو ای پسر زن بدکاره! آیا فرمان کشتن مرا میدهی؟ به خدا قسم دروغ می گوئی و با این سخن، خودت را ذیل و خوار و مورد ملازمت قرار می دهی. "
پس از ان رو به جانب ولید نمود و فرمود:
"ای امیر! ما اهل بیت نبوت و معدن رسالتیم. ماییم که فرشتگان به خانه ما آمد و رفت دارند. خداوند رحمت خود را با ماآغاز نموده است و با ما نیز به پایان خواهدبرد. اما یزیدفردی است فاسق، شربخوار، خونریز،متجاهر به فسق و کسی مانندمن با شخصی چون او هرگز بیعت نمی کند. ولی شما امشب را به صبح برسانید و ما نیز شب را به صبح می بریم.شما نیک بنگرید و ما هم تأملی در کار خود می کنیم که کدام یک از ما برای مقام خلافت شایسته تریم؟! این سخن را گفت و از خانه ولید بیرون آمد.
مروان رو به جانب ولید کرد وگفت: گوش به نصیحت من ندادی و برخلاف گفته من رفتار کردی.
ولید گفت: وای بر تو! به من پیشنهاد می کنی که دین و دنیای خود را از دست بدهم؟! به خدا سوگند دوست ندارم که پادشاهی روی زمین از من باشد و حسین (علیه السلام) را کشته باشم. به خدای قسم باور نمی کنم کسی خون حسین(علیه السلام) را به گردن داشته باشد و خداوند را ملاقات کند، مگر آنکه کفه حسناتش بسیار سبک و آمرزش او غیر ممکن است. خداوند بسوی او نظر رحمت نمی کند و او را از گناه پاک نمی سازد و عذاب سختی در انتظار اوست.
آن شب گذشت. صبح دم که امام حسین (علیه السلام) از بیرون آمد تا اخبار و رویدادهای تازه را بشنود. مروان او را دیدار کرد و گفت: یا اباعبدالله من خیر خواه توام، نصحیت مرا گوش کن تا به سعادت برسی.
امام حسین (علیه السلام فرمود: نصیحت تو چیست ، برگو تا بشنوم ؟! گفت : من به تو سفارش می کنم که به یزید بن معاویه بیعت کنی، زیرا این کار برای دنیا و آخرت تو بهتر است.
امام حسین (علیه السلام) فرمود: انالله و انا الیه راجعون باید فاتحه اسلام را خواند، آنگاه که امت اسلام به حاکم و سلطانی مانند یزید مبتلا گردد.
روز سوم شعبان سال شصت هجری بود، امام حسین (علیه السلام ) به سوی مکه حرکت کرد و بقیه ماه شعبان و رمضان و شوال و ذی قعده را در مکه به سر برد.
عبدالله بن عباس و عبدالله بن زبیر، به خدمتش مشرف شدن و اظهار داشتنند:"شما در مکه بمانید". فرمود:"من از رسول خدا (صلی‏اللّه‏علیه ‏وآله) دستوری دارم که باید آنرا انجام دهم".ابن عباس از نزد امام حسین (علیه السلام) بیرون آمد و در بین راه "واحسیناه" می گفت پس ار آن عبدالله بن عمر آمد و گفت:"بهتر آن است که با مردم گمراه صلح کنی و اقدام به جنگ نفرمایی".
فرمودند:"اءَما عَلِمْتَ اءَنَّ مِنْ هَوانِ الدُّنْیا عَلَى اللّهِ تَعالى اءَنَّ رَاءْسَ یَحْیَى بْنَ زَکِرِیّا اءُهْدِیَ إِلى بَغْیٍّ مِنْ بَغایا بَنی إِسْرائیلَ" مگر نمی دانی که از پستی دنیا آن بود که سر یحیی را برای گردنکشی از گردنکشان بنی اسرائیل به هدیه بردند؟ آیا نمی دانی که بنی اسرائیل از طلوع فجر تا برآمدن آفتاب، هفتاد پیغمبر را می کشتند و سپس به بازار آمده و به معاملات و خرید و فروش خود مشغول می شدند و گویا هیچ کاری را انجام نداده اند. ولی خداوند در عذاب آنان تعجیل نکرد و به آنان مهلت داد و پس از سپری شدن مهلت، انتقام شدیدی از آنان گرفت. ای عبدالله از خشم و غضب خداوند بپرهیز! و از یاری من کوتاهی مکن!
اهل کوفه از تشریف فرمایی امام حسین(علیه السلام) به مکه و امتناع او از بیعت با یزید با خبر شدند و در خانه سلیمان بن صُرد خزاعی اجتماع کردند. آنگاه سلیمان بن صُرد برپا ایستاد و سخنانی را به آن جمعیت گوشزد نمود و در پایان سخن چنین گفت:"ای گزوه شیعیان همه شنیده اید که معاویه هلاک شد و برای ادای حساب نزد خدای خویش رفت و به نتیحه کارهای خود رسید و پسر یزید بر جای او نشست و نیز می دانید که حسین بن علی (علیه السلام) با او مخالفت کرده و از شرّ ستمکاران و طاغیانه و بنی امیّه به پناه خانه خدا شتافته است. شما شیعه پدر او هستید. امام حسین (علیه السلام) امروز به یاری و همکاری شما نیازمند است. اگر یقین دارید که او را یاری می کنید و با دشمنان او می جنگید، آمادگی خود را نوشته، به اطلاع او برسانید. اگر می ترسید که سستی و تنبلی در شما پدید آید، او را به حال خود گذارید و فریبش ندهید.
پس از آن نامه ای به این مضمون نوشتند.
"بسم الله الرّحمن الرّحیم. به پیش گاه حسین بن علی (علیهما السلام) از سلیمان بن صُرد خزاعی و مسیّب بن نجبه و رفاعة بن شدّاد و حبیب مظاهر و عبدالله بن وائل و گروهی از مومنان و شیعیان.
پس از تقدیم سلام، سپاس خداوندی را که دشمن تو و دشمن پدرت را هلاک کرد. آن مرد ظالم و خون خوار و ستمکار کاری که امارت امّت را از آنان سلب کرد و آنرا به ظلم و ستم تصرف نمود و بیت المال مسلمانان را غضب کرد و بدون رضایت ایشان خود را امیر آنان خواند و مردان نیک را کشت و نا پاکان را باقی گذاشت و مال خداواند را در تصرّف جباران و سرکشان قرار داد. دور باد از رحمت یزدان، چنان که قوم ثمود دور گردید. ما اکنون به جز شما امام و پیشوای نداریم، بسیار مناسب است که قدم رنجه فرموده و به شهر ما بیاید. امید است خداوند به وسیله شما ما را به راه سعادت راهنمایی کند. نعمان بن بشیر، والی کوفه در قصر دارالاماره است ولی ما در نماز جمعه و جماعت او حاضر نمی شویم و روزهای عید با او مصلی نمی رویم. اگر بشنویم که شما به سوی ما می آیید ، او را از کوفه بیرون نموده، روانه شام می کنیم. سلام بر تو ای فرزند پیغمبر، و بر روان پاک پدرت باد؟ وَالسَّلامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ . "
پس از نوشتن نامه، آنرا فرستادن دو روز صبر نموده، سپس جمعی را با نزدیک یکصدو پنجاه نامه، که هر یک از آنها به امضاء یک، دو، سه یا چهار نفر رسیده بود، بسوی امام حسین (علیه السلام) فرستادند. مضمون تمام نامه ها این بود که از آن حضرت دعوت نموده بودند که بسوی آنان برود.
ولی امام حسین (علیه السلام) با وجود این همه نامه، به سکوت می گذرانید و پاسخی به نامه های آنان نمی داد. تا آنکه در یک روز ششصد نامه به او رسید و نامه های دیگری نیز که پشت سر هم تقدیم خدمتش می شد که عدد آنها به دوازده هزار نامه رسید. پس از آن، این نامه که آخرین نامه هاست توسط هانی بن هانی سبیعی سعید بن عبدالله حنفی از اهل کوفه، خدمت امام حسین (علیه السلام)رسید.
"بسم الله الرّحمن الرّحیم به پیشگاه حسین بن علی(علیهما السلام) از طرف شیعیان او و پدرش امیر المومنین (علیه السلام).
پس از تقدیم سلام، مردم در انتظار شما هستند و کسی را به جز شما نمی خواهند. زود زود به جانب ما بیا ای فرزند پیغمبر، زیرا باغستان ها به سبزه آراسته و میوه ها رسیده و گیاه ها روییده و برگهای سبز بر زیبایی درختها افزوده اند. بیا به سوی ما، زیرا بر سپاه مجهز و آماده خود وارد می شوی وَالسَّلامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ وَ عَلى اءَبیکَ مِنْ قَبْلِکَ.
آنگاه حسین (علیه السلام) از آن دو نفری ی(هانی بن هانی و سعیدبن عبدالله حنفی) که نامه را آورده بودند پرسید: این نامه را چه کسانی نوشتند؟ گفتند: یابن رسول الله فرستادگان نامه عبارت بودند از شبث بن ربعی، حجّار بن ابجر، یزید بن حارث، یزید بن روُیم، عروت بن قیس ، عمرو بن حجّاج و محمد بن عمر بن عطارد.
در این موقع حسین (علیه السلام) برخاست و بین رکن و مقام، دو رکعت نماز خواند و از خداوند طلب خیر کرد.
سپس مسلم بن عقیل را طلبید و او را از جریان کار، آگاه نمود، و جواب نامه های مردم را نوشت و توسط مسلم فرستاد. در آن نامه وعده قبول درخواست ایشان را داده و نوشته بود من پسر عم خود مسلم بن عقیل را بسوی شما فرستادم تا هدف شما را بدست آورد و مرا از آن مطلع سازد.
مسلم نامه را گرفت و به کوفه آمد. اهل کوفه از نامه امام حسین (علیه السلام) و آمدن مسلم شاد شدند و او را در خانه مختاربن ابی عبیده ثقفی جای دادند. شیعیان به دیدن مسلم می آمدند و هر دسته ای که وارد می شدند، مسلم نامه امام حسین(علیه السلام) را می خواند. اشک شوق از دیدگان آنان جاری می شد و بیعت می کردند، تا این که هجده هزار نفر با او بیعت نمودند.

 

 

 

بیانات در نخستین نشست «اندیشه‌های راهبردی»

موضوع نشست اول:
بررسى انديشه‌هاى راهبردى «الگوى اسلامى - ايرانىِ پيشرفت»

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
امشب بحمداللَّه بسيار جلسه‌ى خوبى شد و من حقيقتاً بهره بردم؛ هم از مطالبى كه بيان شد و هم بيشتر، از مشاهده‌ى ظرفيتى كه در مجموعه‌ى فرزانگان و انديشه‌ورزان كشور براى طرح مسائل و امتداد دادن و استمرار دادن به اجزاى يك مسئله‌ى پيچيده و مركب وجود دارد؛ كه اين را من امشب در مجموع مشاهده كردم. خيلى تشكر ميكنم؛ هم از شما حضار محترم كه زحمت كشيديد و تشريف آورديد و زمان طولانى‌اى را هم در اين جلسه گذرانديد، و هم از فراهم‌كنندگان اين جلسه، از جناب آقاى واعظزاده و ديگر همكارانى كه زحمت كشيدند و اين جلسه را ترتيب دادند و فراهم كردند. چون وقت گذشته، من عرايض خودم را زياد طولانى نخواهم كرد؛ كوتاه صحبت ميكنم. ...(1) ان‌شاءاللَّه زمان براى صحبتهاى مبسوط هم خواهد ماند.

اين اولين نشست از نوع خود در جمهورى اسلامى است. ما نشستهاى زيادى داشته‌ايم؛ چه آن ديدارهائى كه خود بنده با مجموعه‌هاى مختلف داشته‌ام، چه آنچه كه اطلاع دارم اتفاق افتاده. بنابراين ما تا كنون از اين نوع نشست نداشته‌ايم. مقصود ما از تشكيل اين نشست - يا درست‌تر بگويم: سلسله‌ى نشستهائى كه ان‌شاءاللَّه در آينده خواهيم داشت - در درجه‌ى اول اين است كه متفكران كشور، انديشه‌ورزان كشور، خودشان را درگير مسائل كلان كشور بكنند. كشور مسائل اساسى‌اى دارد. كارهاى بزرگى هست كه بايد انجام بگيرد. توانائى‌ها و ظرفيتهاى بسيارى هست كه ميتواند در خدمت اين حركت عظيم انجام بگيرد. اين مقصود تحقق نخواهد يافت، مگر اينكه زبدگان، فرزانگان و انديشه‌ورزان، خودشان را با اين مسائل كلان مرتبط و درگير كنند. اين بايد اتفاق بيفتد و ان‌شاءاللَّه اين خواهد شد. مسئله‌ى تدوين الگوى اسلامى - ايرانى براى پيشرفت، يكى از مسائل كلان ماست؛ كه البته اين مسئله در دل خود، ده‌ها مسئله دارد، كه بعد عرض خواهم كرد. اين رشته در خصوص همين مسئله استمرار خواهد داشت و در كنار اين، مسائل كلان ديگرى وجود دارد كه بايستى مطرح شود.

 هدف دومى كه ما از تشكيل اين جلسه داشته‌ايم، اين است كه يك فرهنگ و يك گفتمان، اول در ميان نخبگان و به تبع آن در سطح عموم جامعه به وجود بيايد. همين حرفهائى كه شما امشب بيان كرديد، وقتى در سطح جامعه منتشر شود، ذهن نخبگان و سپس ذهن عموم مردم را به يك سمت اساسى سوق خواهد داد؛ انديشيدن در مورد الگوى توسعه و مدل حركت به سمت جلو، احساس اينكه بايد در اين زمينه مستقل باشيم و روى پاى خودمان بايستيم، عيوب وابستگى و تكيه كردن به الگوهاى بيگانه گسترش خواهد يافت. ما امروز به اين احتياج داريم. متأسفانه جامعه‌ى نخبگانى ما هنوز در بخشهاى مهمى از اين مسئله به يك نتيجه‌ى صحيح و درست نرسيده‌اند؛ كه اين بايد اتفاق بيفتد و به حول و قوه‌ى الهى اتفاق خواهد افتاد.

 هدف سوم ما هم اين است كه بالاخره براى اداره‌ى كشور در ده‌ها سال آينده، لازم است جاده‌سازى كنيم، ريل‌گذارى كنيم. اين جلسه و جلسات مشابه، به اين ريل‌گذارى و جاده‌سازى منتهى خواهد شد. اينها اهداف ماست از تشكيل اين جلسه و جلسات بعدى كه ان‌شاءاللَّه تشكيل خواهد شد.

 بنابراين كار متعلق به اشخاص و مقامات نيست، كار متعلق به بن

/ 0 نظر / 7 بازدید